جمعه 23 آذر 1397   06:07:39
  • ارسال به دوستان
  • چاپ
نام ارسال کننده :  
ایمیل ارسال کننده:
نام دریافت کننده :
ایمیل دریافت کننده :  
موضوع ایمیل :
کد تصویری :
 
يكشنبه 10 دي 1396

پیشینه تاریخی :

مطالعات باستان شناسی نشان می دهد؛ قسمت های وسیعی از استان کهگیلویه و بویراحمد محل استقرار  انسان در پیش از تاریخ بوده است و سرآغاز دوره تاریخی این سرزمین را همزمان با حكومت ایلامیان می دانند. البته آثار به دست آمده از تل خسرو، تل مهره ای، گورستان لما و سایر نقاط این منطقه حاکی از این است که این منطقه قبل از ورود آریایی ها دارای سكنه و تمدن بوده است.  با ورود مهاجرین آریایی به این فلات، ساکنین قدیم با این تازه واردان  درآمیخته و بعدها بن مایه بزرگترین امپراطوری جهان )هخامنشیان ( را تشكیل دادند. این منطقه در دوره ایلامی از اهمیت زیادی برخوردار بوده و آثار متعددی از این دوره در آن پیدا شده است که مهم ترین آن ها گورستان چال شاهین در روستای لما متعلق به هزاره دوم ق .م، است.

 

مورخان و محققین حوزه تاریخ بر این باورند؛ ولایت انشان یا انزان، زادگاه کورش هخامنشی که یكی از ولایات ایلامی ها بوده، شامل سرزمین کهگیلویه و ممسنی می شد که خاستگاه هخامنشیان نیز هست و به عقیده این پژوهشگران؛ مردمان انزان از اقوام پارس و با هخامنشیان هم نژاد بوده اند .

 

اردشیر بابكان، موسس سلسه ساسانیان نیز خود را منسوب به طایفه بازرنگ در جنوب یاسوج می دانست. کهگیلویه قبل از دوران اسلامی جزو قلمرو حكومتی پارس ها محسوب می شد که زمیگان نامیده می شد. بعدها با شروع اصلاحات شاپور اول و تشكیل استانهای مختلف این استان بخشی از استان بزرگ « شاپور خواست» گردید که به همین مناسبت دردوره اسلامی به بلادشاپور نیز معروف گردید. در اواخر سده دوم و آغاز سده سوم هجری و همچنین؛ براساس نوشته استخری در کتاب المسالک و الممالک؛ زمانی که فرمانراوی زمیگان یعنی سلمه  بمرد و شخصی به نام گیلویه مهرگان بن روزبه، با شكست دادن خاندان ابودلفیان  توانست این نواحی را تصرف کند و از آن جا که این منطقه کوهستانی بود به کوه گیلویه مشهور شد .

 

در دوره حكومت های صفاریان و آل بویه نواحی کهگیلویه از اهمیت خاصی برخوردار بوده است .

سنقور بن مودود سلغری، پس از استقرار در کهگیلویه، به کمک سپاه کهگیلویه بر علیه ملكشاه سلجوقی قیام کرد و در پی این قیام وی توانست در سال ۳۴۵ هـ .ق، ملكشاه را شكست دهد و این شكست باعث تنزل حكومت سلجوقی به مدت یک قرن بر این سرزمین  شد. جغرافیای کوهستانی منطقه کهگیلویه و بویراحمد و قلعه های دست نیافتنی آن در تداوم مخالفت  اسماعیلیان با ترکان سلجوقی نقش موثری داشته است.

 

در عصر آل مظفر یعنی از سال ۳۱۵ تا ۳۹۳ هـ .ق، کهگیلویه از مناطق مهم آنان محسوب می شد. پس از حمله تیمور به این سرزمین و پیروزی وی، پسرش، عمر شیخ بهادر به حكومت فارس و کهگیلویه برگزیده شد. در دوران صفویه، کهگیلویه یک ایالت بسیار مهم محسوب می شده و بیگلر بیگی آن از اعتبار بالایی نزد شاهان صفوی برخوردار بود و ایالت کهگیلویه به سرزمین های وسیعی از فارس تا خلیج فارس اطلاق می شد.  از مهم ترین حوادث دوره صفویه می توان به جنگ مردم کهگیلویه با سپاه محمود افغان اشاره کرد که در این جنگ مردم منطقه توانستند نیمی از لشكر سپاه محمود افغان را از پای درآورده و شكستشان دهند.

در زمان حكومت افشاریه، حاکم کهگیلویه، محمدخان بلوچ، به مخالفت با نادر شاه پرداخت که در پی این مخالفت توسط نادرشاه  سرکوب شد .

 

کهگیلویه و بویر احمد در عصر زندیه مورد بی مهری حاکمان این عصر قرار گرفت که این خود باعث شورش هایی از ناحیه مردم این سرزمین علیه فرمانروایان می شد که اوج سرکوب و اعمال خشونت آنان در شورش لیراوی های کهگیلویه مشاهده شد.

 

در زمان حكومت قاجاریه، کهگیلویه و بویراحمد یكی از مناطق سه گانه فارس به حساب می آمد. در این دوره نیز همانند دوره زندیه  مورد بی مهری واقع شد به طوری که برای سرکوب شورش مردم این منطقه از عوامل و نیروهای خارجی برای سرکوب کمک گرفته می شد.

 

در زمان حكومت رضا شاه پهلوی، مردم این استان نقش مهمی در سرکوبی شیخ خزعل، جدایی طلب معروف در خوزستان، ایفا کردند. در پی اجرای اصلاحات سیاسی، اجتماعی رضاخان، عشایر منطقه دست به شورش زدند که نتیجه آن بروز جنگ های خونین سال ۱۵۳۳ و ۱۵۳۹ هـ .ش، شد که سرانجام مردم بویراحمدی به ویژه در جنگ تنگ تامرادی حكومت را به زانو در آوردند. در دوره حكومت پهلوی دوم، مردم این منطقه همواره علیه حكومت مرکزی مخالفت می کردند که از جمله می توان؛ شورش عشایر جنوب، که مرکز شروع آن استان کهگیلویه و بویراحمد بود و نیز جنگ معروف گجستان در سال ۱۵۴۳ هـ .ش، را نام برد.

 

به دنبال شورش ایل بویراحمد و نیز در نتیجه مبارزات و مطالبات تاریخی، در ۲۲ تیر ماه ۱۵۴۲،  منطقه کهگیلویه و بویراحمد طبق تصویب نامه مجلس شوراى ملى وقت، از استانهاى فارس و خوزستان جدا شد و به یک فرماندارى کل تبدیل شد و یاسوج که تا آن زمان خالى از سكنه بود،  به عنوان مرکز آن تعیین گردید .در اسفندماه ۱۵۳۲ شمسى فرماندارى کل کهگیلویه و بویراحمد به استان تبدیل شد.

پل های تاریخی

بقایای بیش از ۱۳ پل شامل مجموعه پلهای بریم و خیرآباد، ناز مكان و پژدو و خر خهكی درشهرستان گچساران، پلهای دختر و تمسیت و بریده درشهرستان کهگیلویه وپلهای تخت شاه نشین وکتا و مجموعه پلهای پاتاوه در شهرستان دنا  از دوره های مختلف تاریخی و اسلامی در استان کهگیلویه و بویر احمد وجود دارند که مناطق مختلف استان را چه در داخل و چه در ارتباط با مناطق همجوار مرتبط می ساخته اند . اغلب این پلها در مجاورت راه ها و پلهای جدید استان قرار گرفته و به شدت در معرض تخریب می باشند. و به دلیل همین مجاورت در معرض دید مسافران و گردشگران می باشند. لذا شایسته است در قالب یک پروژه مجزا نسبت به مطالعه، مرمت وساماندهی آنها برای حفاظت و نگهداری و بازدید گردشگران اقدام مقتضی به عمل آید.

 

 

قلعه های تاریخی استان: 

بیش از ۳۵ قلعه شامل قلعه های تاریخی تنگ بریم، بانو گشسب، تنگ ملغان، آب توت، کل دوغ فروش، سه قلاتون، قلعه دیل ،قلعه شاه بهمن، قلعه ضرغام خان ،قلعه آرو، شامبراکان، قلعه کوه چورو، چم شیر و قلعه باباکلان در شهرستان گچساران- قلعه های ضرغام آباد، تمبی ، الگن، المور، قلعه رئیسی، دیشموک، قلعه دختر، قلعه گل، قلعه شهرک چرام، قلعه تل گرد چرام، القچین سفلی ،قلعه محمدزمان، تل کدخدائی چنگلوا، قلعه سرپری، قلعه میرمحمدامین، قلعه دالو، قلعه مونه، قلعه گوسرخ، قلعه عمارت سرد و علیا، قلعه شاه منصور، قلعه داودور، قلعه شوتاور، قلعه رودایوک، قلعه تل بابونه، قلعه دخترکوشک درشهرستان کهگیلویه وقلعه نادر در بهمئی و قلعه های کک کهزاد، قلعه گچی، قلعه گردوه، قلعه سرتنگ رواق، قلعه دختر، قلعه عزیزی، قلعه جلاله در شهرستان دنا و چال امیرخانی، قلعه کلات، قلعه عاشقانه، قلعه زیزی و قلعه چونگ در شهرستان بویراحمد از دوره های مختلف در استان کهگیلویه و بویراحمد قرار دارد که به دلیل صعب العبور بودن بیشتر مناطق استان تامین امنیت راهها و مردم را برعهده داشته اند.

این مجموعه از مهمترین آثارتاریخی استان به شمار می روند که به دلیل دور از دسترس بودن اغلب در معرض تخریب و حفاریهای غیرمجاز قرار دارند. از طرف دیگر این آثار مناطق بسیار مناسبی برای بازدید گردشگرانی است که علاقه به کوه پیمایی دارند فلذا شایسته است در قالب یک پروژه مجزا نسبت به مطالعه،  مرمت و ساماندهی محوطه و راه دسترسی آنها اقدام مقتضی به عمل آید.

مجموعه استودانها و نقوش برجسته و کتیبه های موجود در تنگ سولک اولین اثر تاریخی استان است که تحت شماره ۵۱۳ در تاریخ ۲۹/۹/۱۵۱1 در فهرست آثار ملی کشور به ثبت رسیده و محققین داخلی و خارجی زیادی از آن بازدید و گزارش کرده اند این اثر جزء آثار منحصر به فرد دوره الیمایی است که به دلیل دور دست و صعب العبور بودن به شدت در معرض تخریب است  .

  معرفی استان

     استان کهگیلویه و بویراحمد از نظر آب و هوا به دو قسمت سردسیری و گرمسیری تقسیم می شود. قسمت گرمسیری منطقه ای پست با ارتفاع متوسط حدود 100 متر از سطح دریا و قسمت سردسیرمنطقه ای مرتفع با ارتفاع متوسطی در حدود 2100 متر از سطح دریا است. این  استان در جنوب غرب ایران پهناور با قدمتی کهن و هویتی دیرینه قرار دارد که برخی تاریخدانان آن را دروازه پارس نامیده اند و اعتقاد دارند که اسكندر مقدونی در حمله به فارس در این دیار  با سردار سرشناسی به نام آریوبرزن  رو در رو شده و تا آستانه شكست پیش رفت. این استان با مردمانی غیور، استوار و با صلابت چون قلل کوههایش برخوردار از آزادگی و شجاعت بوده و هست و نیاکان این کهن سرزمین از خود عزت و شرف و پایمردی برجای گذاشتند که کشف صدها قبرستان کهن، تپه های باستانی و آثار بجا مانده، نشان از اصالت و هویت و شخصیت مردمانش دارد. دیرینگی و تنوع میراث فرهنگی نشان از انوار درخشان اندیشه این مردم سخت کوش و دلاور در طول حیات افتخار آفرینش دارد.

     استان کهگیلویه و بویراحمد همیشه بعنوان یكی از قطب های جغرافیایی خاص در جنوب غرب فلات ایران و محل استقرار و سكونتگاه جوامع اولیه انسانی بشمار آمده وکوچ نشینی در دامنه زاگرس زندگی رایج آنان بوده و سازمانهای حكومتی محلی این مردمان در طول تاریخ درشكل گیری روند حكومتهای اولیه در جنوب غرب آسیا تاثیر بسزائی داشته است. در استان کهگیلویه و بویراحمد تعداد زیادی آثار تاریخی و فرهنگی وجود دارد. این آثار در برگیرنده سه دوره زمانی پیش از تاریخ ، دوران تاریخی و دوران اسلامی تا عهد معاصر می باشند و از این حیث این استان در زمره استانهایی است که دارای پتانسیلها و قابلیتهای بسیار زیادی در زمینه مطالعات و پژوهشهای باستانشناسی است. در این استان آثار تاریخی بسیار ارزشمندی وجود دارد که در گذشته و حال مورد توجه پژوهشگران و محققان داخلی و خارجی قرار گرفته اند. از جمله مهمترین این آثار می توانیم به: گورستان های لما و دروهان ازدوره ایلامی، پل تخت شاه نشین از دوره هخامنشی، نقوش برجسته تنگ سولک از دوره اشكانی )الیمائی(، پلهای خیرآباد، چهارطاقی خیرآباد وپل بریم )پریم( ازدوره ساسانی، گنبد لیشتر از دوره سلجوقی و امامزاده علی )ع( روستای سادات و بافت تاریخی دهدشت از دوره صفویه اشاره کنیم. همچنین در این استان قلعه های تاریخی مهمی در نقاط مختلف ازجمله در چرام، دیشموک، قلعه رئیسی و دیگر مناطق استان از دوره قاجار تا پهلوی اول بر جای مانده است. از دیگر مزیتهای این استان محل قرار گیری آن است. استان کهگیلویه وبویراحمد حد فاصل دو منطقه تا ثیر گذار  وکلیدی در روند مطالعات باستان شناسی یعنی خوزستان و فارس قرار دارد و نقش مهمی را به لحاظ پل ارتباطی بین این دو منطقه ایفا می نماید، و بدین سبب از جایگاه پژوهشی و مطالعاتی بالایی برخوردار است.

  جمعیت

     جمعیت استان کهگیلویه و بویراحمد بر پایه سرشماری مرکز آمار ایران در سال 1395 برابر با ۳۱۵۳۳۳ نفر بوده که  ۳5 درصد ساکن شهرها و مابقی در روستاها سكونت دارند.

  

  موقعیت جغرافیایی

     استان کهگیلویه و بویراحمد با مساحتی بالغ بر ۱1۲1۴ کیلومترمربع در جنوب غربی ایران قرار گرفته. این استان بین مدارهای ۲۹ درجه و ۳۲ دقیقه و ۵۱ درجه و ۲1 دقیقه شمالی و نصف النهارهای ۴۹ درجه و ۳۳ دقیقه و ۳۱ درجه و ۳۵ دقیقه شرقی قرار دارد . کهگیلویه و بویر احمد از شمال با استان چهار محال بختیاری، از شمال شرق با استان اصفهان، از شرق با استان فارس، از غرب با استان خوزستان و از جنوب با استان بوشهر همجوار است.

  

تقسیمات                                                                 

      این استان با مرکزیت یاسوج  دارای 5 شهرستان )بویراحمد،کهگیلویه، گچساران، دنا ، بهمئی ، باشت ، چرام و لنده( ۱1 شهر )یاسوج، دهدشت، دوگنبدان، چرام، سی سخت، باشت، لیكک، لنده، سوق، قلعه رئیسی، دیشموک، مارگون، گراب سفلی، چیتاب، پاتاوه و مادوان  ( و دارای ۱۳ بخش، ۴۱ دهستان و ۱۳۳۳ آبادی دارای سكنه می باشد.

  

  قابلیت های گردشگری استان کهگیلویه و بویراحمد

     چشم اندازهای زیبای طبیعی، وجود کوههای مرتفع، آبشارها، چشمه ها و آب و هوای مناسب از مهم ترین نقاط قوت استان در جذب گردشگر از حیث جغرافیایی و طبیعی است. استان کهگیلویه و بویراحمد به لحاظ جغرافیایی در میان استانهای فارس، اصفهان، خوزستان، بوشهر و چهارمحال و بختیاری واقع گردیده است و رشته کوه زاگرس توانسته است مانند سدی جلوی عبور بخش های باران زای توده های مرطوب را گرفته و بارش فراوان باران و شرایط محیطی جذاب و دلنواز را فراهم ساخته و وضعیت منحصر به فردی را در استان موجب گردیده است. تمامی استان کهگیلویه و بویراحمد در ناحیه کوهستانی واقع گردیده است.

کوههای زاگرس با رشته های موازی سراسر شمال و شرق استان را در بر گرفته اند) سلسله جبال دنا در شمال، کوههای سیاه و سفید و خامی و خائیز در جنوب.( از این کوهها رودخانه های مارون، بشار، زهره، خرسان و نازمكان سرچشمه می گیرد. وجود این کوهها، رودخانه ها، چشمه ها و چشم اندازهای طبیعی مناسب، بزرگترین جاذبه های طبیعی را به وجود آورده است. وجود مناظر متعدد و متنوع، پناهگاهها، طبیعت بكر، حیات وحش، غارهای تاریخی و طبیعی، آب فراوان کوهی، ارتفاعات پوشیده از برف و دامنه های سرسبز همراه با مردم و عشایر خونگرم و مهمان دوست از خصوصیات برجسته و جذاب استان است.

     پوشش انبوه درخت از انواع بلوط، کیكم، زالزالک، بنه، سروکوهی، بادام کوهی و پوشش مناسب مرتعی، منطقه ای نادر در کشور ایران به وجود آورده است، به طوریكه به عقیده برخی از صاحب نظران علوم گیاهی این استان را باید هرباریوم )محلی که در آن نمونه های خشک شده گیاهان را به  شیوههای علمی خاص و معینی نگهداری می کنند.( گیاهی و مرتعی خاورمیانه لقب داد.

تنوع اقلیمی به اندازه کافی در این استان به چشم می خورد. در حالی که برخی مناطق پوشیده از برف است، زمان برداشت محصول در مناطق دیگر فرا رسیده است. رویای سرزمین چهارفصل تعبیری مناسب برای این تنوع اقلیمی است. از دیگر نقاط قوت استان از حیث موقعیت جغرافیایی در بحث گردشگری می توان به وجود کانون های جمعیتی در کلان شهرهای استانهای همجوار نظیر اصفهان، شیراز و اهواز اشاره کرد. کلان شهرهای فوق مهم ترین بازارهایی هستند که می توانند در آینده گردشگری استان نقش مهمی ایفا نمایند.

     اکوتوریسم )گردشگری طبیعت( و اگروتوریسم )گردشگری کشاورزی( مهم ترین منابع گردشگری در استان کهگیلویه و بویراحمد می باشند. این دو که در ارتباط با هم نیز هستند معمولاً با کمترین تداخل در وضع طبیعی موجود و با اندک سرمایه گذاری قابل استحصال بوده و البته توریسم علمی و ایجاد تورهای مخصوص دانشجویان جهت بازدیدهای علمی (فیلد( را نیز باید به آنها اضافه کرد.

     علاوه بر جاذبه های طبیعی که منبع اصلی گردشگری می باشد باید به گردشگری مذهبی و فرهنگی نیز اشاره کرد. وجود نزدیک به چهارصد مقبره از نوادگان ائمه اطهار خصوصاً امامزاده بی بی حكیمه دختر امام موسی کاظم و خواهر امام رضا که در بین مردم این استان و استان های همجوار و حتی کشورهای خلیج فارس از اهمیت و قداست خاصی برخوردار است از مهم ترین جاذبه های گردشگری مذهبی )زیارت( استان است.

     وجود دهها آثار تاریخی شامل آثار و ابنیه شهر قدیم دهدشت، تل خسرو، آتشكده ها، حجاریهای موجود در تنگ سروک و پلهای تاریخی خیرآباد و پاتاوه از جاذبه های تاریخی استان می باشد.

     جاذبه های فرهنگی شامل آداب، رسوم، باورها، موسیقی، صنایع دستی، لباس و نحوه گذران زندگی مردم خصوصاً عشایر استان یا به عبارتی فولكور مردم از دیگر جاذبه های گردشگری استان است. این استان در زمره مناطق مستعد تولید صنایع دستی است.

تولید انواع قالیچه، گبه، جاجیم، سبدبافی، پولک دوزی، گلدوزی و ... در زمره تولیدات غالب استان می باشد. شهرت این صنایع فراگیر و از مقبولیت خوبی در سطح کشور برخوردار است.

  

جاذبه های گردشگری

     در پهنه گسترده ایران زمین هنوز مناطق بسیاری وجود دارد که زیبایی ها و جاذبه های آن چندان شناخته شده نیست و از چشم دور مانده است و هنوز هم جلوه های آن به گردشگران، مسافران و میهمانانداخلی و خارجی شناسانده نشده است.   

 استان کهگیلویه و بویراحمد را می توان در زمره چنین مناطقی دانست.  استان کهگیلویه و

بویر احمد گوشه ای از مهد تمدن ایران زمین ، دیار کوهستان های سربه فلككشیده و طبیعت بكر و دست نخورده است.  مناظر زیبا و دیدنی  این سرزمین حس زیبای سحرانگیز را برای مسافران، میهمانان و گردشگران داخلی و خارجی تداعی می کند.

وجود بیش از دو هزار و ششصد وسی (0362) اثر تاریخی از دوره نوسنگی تا دوره معاصر، بالغ بر 300 مكان زیارتی و تفرجگاهی ، 500چشمه جوشان آب آشامیدنی و معدنی ، 20 رودخانه بزرگ و کوچک ، بیش از 40 آبشار دائمی و فصلی و دههاپپارک جنگلی، دریاچه های طبیعی، سدهای بزرگ و کوچک، دشتهای وسیع،

جنگلهای چشمگیر، مناطق حفاظت شده با گونه های جانوری متعدد، غارها و اشكفتها، باغ های زیبا،

کوه های سربه فلک کشیده بادامنه های سر سبز و همچنین  رایحه خوش گیاهان در دشت ها و کوهساران بخش کوچكی از جاذبه های این سرزمین می باشد.

استان کهگیلویه و بویراحمد از جاذبه های تاریخی نظیر شهر قدیم دهدشت)بلاد شاپور(،  نقوش برجسته تنگ سروک،  قلعه  چرام، چهارطاقی خیرآباد، پل بریم، تپه تل خسرو، گورستان تاریخی لما و ... برخوردار است.

این جاذبه ها به همراه جاذبه های بی نظیر و فراموش نشدنی طبیعی همچون آبشار کمردوغ، چشمه بلقیس چرام، برم الوان، روستای مارین، گردنه شلالدون، پارک جنگلی آبشار یاسوج،منطقه کوه گل و ...  می تواند جزو خاطرات به یادماندنی یک  مسافر باشد و برای همیشه در ذهن او باقی بماند. استان کهگیلویه و بویراحمد به دلیل داشتن زیبایی های طبیعی، بكر و دست نخورده توانمندیهای ویژه ای در بخش گردشگری طبیعی )اکوتورسیم( دارد.

چهره گوناگون طبیعت کوهستانی وسردسیر حوزه شمالی استان کهگیلویه و بویراحمد با طبیعت گرمسیری حوزه جنوبی  ویژگی های یک منطقه همراه با طبیعت چهارفصل را برای آن به ارمغان آورده است. افزون بر آن، کوچ نشینی عشایر مناطق بویراحمد، بهمئی، دشمن زیاری، طیبی، بابوئی و چرام در اقلیم های گوناگون استان سرمایه ارزشمند  فرهنگی و اجتماعی می باشد،  که دارای جاذبه های ویژه و منحصر به فردی برای گردشگران این استان است. آسمان آبی و آفتاب شفاف، سبزی جنگلهای گرمسیری، سفره قشنگی از طبیعت را در برابر نگاههای رهگذران جلوه گر شده است.

  

آداب  و رسوم

عید نوروز : عید نوروز در کهگیلویه و بویراحمد از مراسم بسیار پر اهمیت است . در آخرین چهارشنبه سال معمولاً بچه های هر محل وآبادی در کوچه ها با هیزم جمع آوری شده آتش روشن می کنند . آنان از روی آتش می پرند و این شعر را که زردی من از تو سرخی تو از من می خوانند . همچنین دو سه روز پیش از آغاز سال نو را عرفه یا خیرات نیمه برات می گویند . در این ایام تمامی خانواده از شیر و برنج و دانه هایی نظیر سیاه دانه ، رازیانه نوعی غذای محلی به نام شیر برنج تهیه می کنند و همراه با نوعی حلوای محلی بین همسایگان توزیع می کنند . این رسم میان ترکها و لرها بطور یكسان رایج است و معتقدند هر کس باید برای شادی روح اموات خود تا قبل از آغاز سال نو ، به هفت خانوار خیرات بدهد . مردم بعد از خوردن خیراتی که معمولاً همراه با نان محلی است برای مردگان آن شخص فاتحه می خوانند . همچنین قبل از سال نو افراد محل به خانواده شخصی که یكی از بستگان خود را از دست داده می روند و از آنها می خواهند که لباس های مشكی خود را در بیاورند و لباس های دیگری بپوشند . در گذشته که وسایل ارتباط جمعی وجود نداشت ، معمولاً ساکنان منطقه لحظه تحویل سال نو را نمی دانستند از این رو معتقد بودند که حیواناتی نظیر گوسفند ، اسب و یا پرندگانی چون مرغ و خروس در لحظه تحویل سال حرکاتی از خود نشان می دهند . مثلاً اسب شیهه می کشد یا خروس بانگ می زند . اکنون با آمدن رادیو و تلویزیون این مشكل رفع شده است . با شروع سال جدید ابتدا به سراغ بزرگان فامیل می رفتند . این دید و بازدید ها تقریباً در تمامی سیزده روز نوروز ادامه داشت . پیش از سیزدهم زنان روستایی معمولاً سنگهای اطراف اجاق خود را بیرون می انداختند و مرغ یا گوسفندی را ذبح می کردند و خونش را در اجاق می ریختند و سپس گوشت قربانی را بین خانواده ها تقسیم می کردند . این مراسم برای دفع بلا در طول یک سال آینده صورت می گرفت . همچنین قبل از سال نو مراسم چاله گرم کنون و سفره پرکنون در کهگیلویه و بویراحمد مرسوم است . در چاله گرم کنون هر خانواده حتماً غذای گرم و مناسب تهیه می کرد . زمان این رسم شب قبل از آغاز سال نو بود . در منطقه بویراحمد شب چاله گرم کنون هر خانواده سفره خود را از نان پر می کرد به این امید که سال پرخیز و برکتی داشته باشد اقوام و زبان:

اصلی ترین مشخصه های فرهنگی و اجتماعی منطقه، در گذشته ساختار اجتماعی عشایری بوده است. هرچند امروزه این ساختار دگرگونی زیادی داشته اما هنوز موقعیت اجتماعی و شناسایی افراد حتی در جامعه شهری استان نیز از طریق وابستگی و تعلقات آنها به ساختار ایلی تعیین می گردد. این منطقه در گذشته نه چندان دور، در قلمرو شش ایل بویر احمد، طیبی، بهمئی، دشمن،زیاری، بابوئی بوده است. مردم استان کهگیلویه و بویراحمد به گویش لری وبرخی مناطق به زبان ترکی )قشقایی( صحبت می کنند.

گویش لری بازمانده زبان ایرانیان قدیم است که کمتر تحت تاثیر زبان های بیگانه قرار گرفته است .

موقعیت اجتماعی و اقتصادی:

مهم ترین رکن فعالیت اقتصادی مردم استان کهگیلویه و بویراحمد را می توان  دامداری دانست است. دامداری دراستان به دو روش متحرک و ساکن انجام می گیرد که نوع متحرک آن توسط عشایر کوچنده استان و به تبعیت از شرایط آب و هوایی و تغییرات فصلی، برای دسترسی به مراتع و علوفه مورد نیاز، به صورت ییلاق و قشلاق صورت می پذیرد. علاوه بر دامداری سنتی و بومی، درسال های اخیر؛ تعدادی دامداری صنعتی، متشكل ازگاوداری و پرواربندی گوسفند نیز به صورت پراکنده در سطح استان رواج یافته است.همچنین؛ استان کهگیلویه و بویراحمد به سبب طبیعت مساعد، به ویژه تنوع گیاهان جنگلی و وجود آب و هوای مساعد، شرایط مناسبی برای پرورش زنبورعسل به دو روش سنتی و شیوه نوین دارد. غیر از رواج زنبورداری سنتی در مناطق روستایی، گسترش کندوهای زنبورعسل به شیوه نوین درسال های اخیر، باعث افزایش درآمد کشاورزان و زنبورداران شده است بعد از دامداری، کشاورزی مهم ترین فعالیت اقتصادی ساکنان  این استان را تشكیل می دهد. وجود زمین های کوهستانی و تپه ماهوری و نیز طبیعت خاص منطقه، کشاورزی بیش تر به صورت کشت دیمی است. علاوه بر کشت گندم و جو که به صورت دیم و آبی در بیشتر مناطق استان رایج است، کشت برنج نیز درمناطق گرم و معتدل استان که منابع آب کافی دارند، معمول است.

محصولات مهم کشاورزی در  این استان؛ غلات، حبوبات، نباتات علوفه ای، ذرت و صیفی جات است که کشت آن ها در مناطق مختلف استان رواج دارد.موقعیت طبیعی مرتفع، به ویژه کمبود زمین های مسطح در مناطق خاور و شمال خاوری استان، باعث شده است که باغ داری در دره های کوهستانی و بر روی ارتفاعات ناهموار و پرآب این مناطق رواج یابد. درسایرمناطق مستعد استان نیز پرورش انواع درخت ها ، از جمله سیب،هلو، انگور، گردو و زیتون ،لیمو ، پرتقال و... رونق یافته است. در بخش صنعت، استان کهگیلویه و بویر احمد به دو دسته صنایع دستی و صنایع کارخانه ای تقسیم می شوند. صنایع دستی این استان شامل: فرش بافی سنتی، بافت انواع گلیم، جاجیم، گبه، خورجین، سیاه چادر، گچمه و... محصولاتی نظایر آن است که بافت آن ها در اغلب خانه ها و در بیش تر مناطق روستایی و عشایری رواج دارد.

سوغات محلی:

تولیدات و دست بافت های عشایری، ریشه در تاریخ پر رمز و راز این مرز و بوم و معیشت رمه گردانی و کوچ نشینی این سرزمین دارد. از حرکت دست و پنجه و پویایی اندیشه مردمان این مرز و بوم که برگرفته از طبیعت زیبای استان،صنایع دستی ماندگاری همچون: قالی، قالیچه، جاجیم، گچمه، گبه، نمد، سیاه چادر، توبره، جاقرآنی، خورجین و... خلق می شود و محصولاتی همچون:

عسل طبیعی، روغن حیوانی، قره قروت، کشک و دیگر مواد لبنی و میوه هایی مانند: گردو، سیب، انگور، انار، لیمو و پرتقال و محصولات کشاورزی مانند: برنج، گندم، جو و سایر حبوبات و...

سرزمین چهارفصل کهگیلویه و بویر احمد با مردمی مهربان و میهمان دوست همراه با طبیعت و بناهای جذاب خود؛ همواره چشم انتظار گردشگران و دوست داران طبیعت بكر و زیباست.

  

مراسم ازدواج : یک مراسم عروسی معمولاً دارای مراحل مختلفی است . اولین مرحله خواستگاری یا گپ زنون می باشد . در این مرحله فامیل پسر با موافقت ازدواج پسر و دختر مورد نظر ، از طرف پدر پسر فردی مأمور می شود تا موضوع را به طور سری به پدر دختر بگوید . معمولاً پدر دختر چند روزی را مهلت می خواهد و با فامیل خود مشورت می کند . در روز تعیین شده پدر دختر در صورت رضایت فامیل به فرستاده پدر داماد جواب مثبت می دهد . مراسم رسمی پس از این مرحله صورت می گیرد . آنگاه پدر پسر همراه چند نفر از ریش سفیدان فامیل خود با مقداری قند و گاهی اوقات سوغاتی های دیگری همچون گوسفند و بره به خانه دختر می روند و آشكارا خواستگاری می کنند برای مبارکی قندی را می شكنند و به رسم " قند اشكن " معروف است.

 

طب سنتی : وفور داروهای گیاهی مناطق سردسیری و گرمسیری در کهگیلویه و بویراحمد و همچنین آشنایی با خواص دارویی سبب شده که هم اکنون گیاهان داروئی کاربردهایی داشته باشند . برخی از گیاهان دارویی مثل آویشن ، سیر کوهی ، عناب ، ریواس ، مورد ، بیلهر ، کارده ، جاشیر ، حلپه ، برنجاس )بومادران(، درمه ، گل گاو زبان ، گل نگین ، پونه ، کاسنی ، گل بابونه ، شیره زبان گنجشگ ، کتیرا ، اسپند ، شاه تره و خاک شیر می باشد .

نژاد : اهالی لر این استان که درصد بالایی از جمعیت آن را تشكیل می دهد بر حسب قراین تاریخی متعلق به نژاد آریایی و قوم پارس می باشد . هر چند هیچ قوم و نژادی در زمان حاضر نمی تواند ادعای اصیل یا خالص بودن از خود نماید ولی روی هم رفته با تكیه بر اینكه لرها خود با یک گویش خاص تكلم نموده ، در کنار هم جنگیده ، با هم زندگی مشترک داشته و جزو در زمان حال که با اقوام دیگر ایرانی خویشاوندی نموده اساساً خویشاوندی میان آنها بصورت بسته بوده است می توان به هم نژادی آنان در شكل دهی هویت بومی و قومی آنان توجه داشت .

دین و مذهب : صد در صد مردم این استان مسلمان و شیعه اثنی عشری هستند و به طور عمده تحت تأثیر جاذبه های دین جان بخش اسلام شده اند . به هر حال رفتار دینی مردم استان در گرامیداشت اعیاد اسلامی، عزاداری سالار شهیدان )ع( تكیه اساسی بر حرمت ویژه روزهای وفات ائمه ) ممنوعیت ازدواج ( ، نامگذاری فرزندان به نام بزرگان دین و ائمه اطهار )ع( و ... همه نشانگر عمق تعصب و ارادت خاص این مردم به اسلام و شعائر و آیین ها و دستورات آن است که در شكل بخشیدن به هویت دینی و قومی آنان اثر گذار بوده است.

ادبیات قومی

ادبیات شفاهی : در میان مردم کهگیلویه وبویراحمد اشعار حماسی شاهنامه فردوسی از جایگاه خاصی برخوردار است . شاهنامه خوانی برای هر فرد علاوه بر جذابیت های اقناعی امتیاز خاصی نیز دارد . معمولاً افراد شاهنامه خوان تمامی ابیات و صحنه های نبرد را از حفظ می خوانند . سعی شاهنامه خوان بر آن است که شنونده را در فضای خیالی صحنه های شاهنامه قرار دهد . از این رو شاهنامه خوان در این راه کوشش بسیار دارد . این ادب شفاهی مورد علاقه زن و مرد کهگیلویه و بویراحمد است و معمولاً شبهای دراز زمستان را با برنامه های شاهنامه خوانی سپری می کنند . این علاقه از قدیم الایام به گونه ای بوده است که نام بسیاری از مكانها و جاهای استان را با نامهای مندرج در شاهنامه نامیده اند . به نظر می رسد زندگی عشایری همراه به همه کشمكش های آن و محیط جغرافیایی کوهستانی و صعب و سختی های آن از یک سو و تلاش افراد با سواد در حفظ هویت ملی خود از سوی دیگر انگیزهای قوی برای حفظ ادبیات شفاهی در قالب اشعار شاهنامه و بصورت شفاهی و شنیداری بوده است . زیرا بسیاری از شاهنامه خوانان هم اکنون نیز فاقد سواد خواندن و نوشتن هستند . از دیگر ادب شفاهی در استان باید از تک بیتی ها و یا دو بیتی های مرسوم با مضامین عاشقانه یاد کرد . یار و دوست ، تفنگ و اسب محورهای اصلی در میان شعر شاعران است که به همراه کوه و دشت و صحرا و بهار و چشمه ساران و بطور کلی طبیعت و محل زندگی و ارزشهای مورد قبول یا هنجارهای اجتماعی مضامین شعری ادب شفاهی را بعد از شاهنامه خوانی شكل می دهد . بطور مثال چند بیت از این اشعار را در ذیل بیان می کنیم .مو وساورز نی روم دیلگون دیاره دیلگون جی دلبره دل تاب نیاره    من به کوه ساورز نمی روم زیرا دیلگون پیدا است . دیلگونمحل سكونت دلبر است و از این رو دل طاقت دیدن دیلگون را ندارد .    هر چی دارم قربونت غیر از تفنگم تفنگم مال دولت سی روز جنگم  ای دلبر همه چیز من فدای تو غیر از تفنگم زیرا تفنگ سرمایه ای است و در روز جنگ به درد می خورد .از دیگر جلوه های ادب شفاهی در کهگیلویه و بویراحمد قصه ها و ضرب المثل هاست . قصه ها علاوه بر پرورش خیال کودکان و سرگرمی بزرگان جنبه های آموزنده آن بیشتر مورد نظر بوده است . معمولاً تنبلی و سستی و بیكاری را مذموم داشته و ظالم و ظالم پرستی را مورد نفرت قرار داده است . در این قصه ها سعی شده است تا روحیه جوانمردی ، عدالت خواهی و گذشت و ایثار و کمک به هم نوع و بویژه اقوام و خویشان تقویت شود . اگر چه جنبه های منفی نیز در این داستانها پیدا می شود لیكن از نظر آموزش های مرسوم بسیار آموزنده بوده اند . داستانهایی مثل شاه عباس در لباس درویشی ، پادشاه سخاوتمند و عدالت انوشیروان در عدالت خواهی و داستانهای فهلو و فندین در مذهب بیكاری درسهای آموزنده برای جامعه ای است که در آن آموزش های کلاسیک مرسوم نبود . قصه هایی همچون وصیت پدر به فرزند ، سزای نیكی ، داد و بیداد ، زن برادر ، یک مشت نمک ، وصایای اسكندر ،

سرگذست فایز دشتستانی ، احمد بی غم ، آدم کم شانس ، هفت برادران ، افسانه دیو و هفت دختر ، جغد داور ، مكر روباه ، باغبان و شغال ، غول و آسیابان ، بز و میش ، شكارچی و دیو ، روباه ، کوزه گر ، گربه و روباه ، قدرت موش ، در این استان رایج هستند که تنها نمونه هایی از صدها قصه است .

 

موسیقی : موسیقی در کهگیلویه و بویراحمد جایگاه خاصی در زندگی روزمره دارد . به هنگام شادی و غم و همچنین در هنگام کوچ چرای گوسفندان هر کدام نوعی موسیقی بكار می رود . نی به دو شكل کوچک و نی هفت بند از جایگاه ویژه برخوردار است .

چوپانان در صحرا و نوازندگان حرفه ای در مجالس و شب نشینی ها از نی استفاده می کردند . علاوه بر نی ، دهل و نقاره و کرنا و ویلن از دیگر ادوات نوازندگی است و با آن مقامهای مختلفی را می نواختند . برخی این مقاامها مثل بره وری )بره بلند شو( در جمع آوری گوسفندان و با نی نواخته می شود . نمونه یا مرثیه خوانی از دیگر مقامهای موسیقی سنتی کهگیلویه و بویراحمد است . این مقام با نی نواخته می شود . در بر انگیختن احساس شنوندگان بسیار مؤثر است . از دیگر مقامهایی که در عروسی بكار می گیرند ، دستمال بازی که به دو پا ، سه پا ، ترکی ، یک پا ، باباکرم و ترکه بازی و اسب سواری است .

آیین ها و جشن ها

اعتقادات و باورها : وقتی کسی در کهگیلویه بخواهد به سفر برود و کسی عطسه بزند می گویند ، صبر آمد . چند دقیقه صبر کن بعد برو . وقتی یک تار موی سر زنی از سایر موهایش جدا شود معتقدند مسافر منزل آنها بزودی بر می گردد . هرگاه زاغهای سیاه را در حال دسته جمعی می بینند می گویند باران می بارد . مردم کهگیلویه و بویراحمد معتقدند اگر اول هفته یا اول ماه باران ببارد تا آخر هفته یا آن ماه باران خواهد بارید . در فصل زمستان به هنگام جمع آوری خاکستر های اجاق آنها به عقب بر گردند می گویند باران می بارد . در حجله پسر بچه ای را داخل بغل عروس می نشانند به نیت اینكه بچه اولش پسر باشد . مردم در استان کهگیلویه و بویراحمد روز شنبه نباید عزاداری کرد یا به قبرستان رفت زیرا بازگشت دارد و یا ممكن است عزایی دو باره پیش بیاید . وقتی زنی زایمان کند تا یک هفته خاکستر خانه آن زن را بیرون نمی برند تا ناف بچه زودتر بیفتد مردم معتقد بودند که علت مرگ زن زائو آل بوده آل اجنه ای است که دل و جگر زن زائو را بطور غیبی در می آورد . از این رو دار یا زنگی فلزی را به در اتاق زائو آویزان می کردند .

بازی های محلی

بازی های سنتی و محلی : در کهگیلویه و بویراحمد بیش از 1۳ بازی شناخته شده فردی و جمعی وجود دارد . این بازی ها تماماً منحصر به جنس خاصی نیست مگر در برخی بازی ها . دختران بزرگسالان و زنان نیز در این بازی ها شرکت می کردند و از این طریق اوقات فراغت خود را پر می نمودند . نمونه هایی از این بازی ها را در زیر بیان می کنیم .

بازی الختر :  این بازی در فصل بهار بصورت گروهی است . دو گروه برابر از نظر تعداد با یک دست انگشت شصت پا را می گیرند و با دست دیگر در حالت ایستاده افراد تیم مقابل را هل می دهند . فردی که دستش از پایش جدا شود و یا به زمین بیفتد بازنده است .

بازی خناثیك یا خنا ثین : این بازی همان قایم موشک بازی است . بازی به صورت دو گروه مساوی انجام می شود . برنده بازی تیمی که افراد تیم مقابل را که مخفی شده اند در زمان کمتری پیدا کند .

بازی چوگو : این بازی همان چوگان بازی قدیم است و ابزار آن چوب و گوی به معنی توپ است . بازی به صورت گروهی و در دو گروه مساوی انجام می شود .

بازی گرنا : این بازی به نام شال کو یا گرنا دوال هم معروف است . بازی به صورت دو گروه از مردان تقریباً هم قد و قواره صورت می گیرد . وسیله طناب است و یک تیم در میدان از طنابهای خود محافظت می کنند. تیم مقابل سعی دارد طنابهای تیم داخل میدان را بازور ویا زیرکی بر باید . افراد درون میدان با پای خود به پای افراد بیرون از دایره می زنند . برنده بازی تیمی است که فرد بیرون از میدان یا دایره را بزند . در غیر این صورت تیم بیرون دایره با طنابهایی که ربوده اند افراد درون دایره را تا ناحیه زیر زانو می زنند .

بازی اسوم رأس : این بازی مانند قایم موشک است با این تفاوت که افراد جوینده چنانچه فردی از تیم مخفی شونده را پیدا کنند ، یكی از آنان بر دوش شخصی مخفی شده تا محل جایگاه داوری سوار می شود . در غیر اینصور تیم مخفی شونده که موفق شده خود را به جایگاه داوری برساند و از سوی تیم مخالف پیدا شده اند بر تیم جوینده سوارمی شوند و به سوی خانه ای راه می افتند .

از صاحبخانه می پرسند که سوار سواره ؟ یا پیاده سواره ؟ صاحبخانه احتمال دارد بگوید سوار سواره . در این صورت مجدداً تا محل داوری سوار بر تیم مخالف بر می گردند .

بازی بند پا : این بازی در بهار انجام می شود . ابتدا گودالی حفر می کنند یكنفر با طناب پای خود را می بندد و در گودال می نشیند . شخصی هم با طنابی که در دست دارد از نزدیک شدن سایر افراد نجات دهنده فرد نشسته جلوگیری می کند . افراد برای نجات شخص درون گودال سعی می کنند بند پای وی را بر یابند . چنانچه طناب نگهبان به یكی از آنان برخورد کرد آن شخص به جای فردی که در گودال مانده می نشیند .

چو بازی یا ترکه بازی : این بازی نوعی رقص مردانه است و در مراسم عروسی و ختنه سورون و جشنها برگزار می شود . بازی کن همراه با آهنگ ساز و نقاره حرکت پاهای خود را تنظیم می کند . شخصی که ترکه را در دست گرفته سعی می کند آن را به پای حریف خود بزند حریف نیز با چوب بلند و کلفتری که دارد سعی می کند مانع برخورد ترکه به پای خود شود . برنده کسی است که چوب را به پای حریف بزند با آنكه مانع از کتک خوردن خود شود .

دستمال بازی : این بازی ویژه زنان است . معمولاً در مراسم جشن و سرور برگزار می شود . در این بازی زنان با لباسهای رنگارنگ و دستمالهای رنگارنگ شرکت می کنند . در این بازی همچون چوب بازی زنان می بایست باریتم و آهنگ ساز ونقاره دستمالهای خود را را حرکت دهند . رقص کنان می بایست با ریتم های مختلف خود را همساز کنند . آنكه بتواند با رتیم و آهنگ دست و پای خود را هم ساز کند و بهتر برقصد ، برنده بازی است .

کل یا کل کل برد : ابزار این بازی سنگ است . معمولاً دو گروه رقیب هر کدام تعداد هفت تخته سنگ را انتخاب و شش تختهسنگ را در یک ردیف و یكی را در جلو آنها با فاصله ۲۳ متر از مقابل حریف قرار می دهند . رقبا سعی می کنند که سنگهای حریف را با سنگهای کوچک و سنگپرانی بزنند . برنده آن است که تعداد بیشتری از سنگها را بزند .

گوشتیل یا کشتی : در این مسابقه ورزشی مهم که معمولاً در حضور جمع کثیری از افراد محل برگزار می شود دو نفر به شیوه سنتی کشتی می گیرند . هر کدام از آنان یكدست خود را زیر دستان دیگری عبور می دهند و دست دیگر خود را بر بالای دست دیگری قرار می دهند . آنگاه با فشار وزور بی امان سعی می کنند که کمر همدیگر را به زمین آشنا کنند . اگر چنانچه یكی از کشتی گیران دستهایش باز شود و یا پای حریف را بگیرد بازی مجدداً شروع می شود . گرفتن لباس سر و صورت و پا ممنوع است .

بازی های فربجک ، کوس ، پرپیک ، دوز ، تكراجفترا ، پشكل گار ، چوکلی ، چوبازی ، سفرک ودر ، مولاوتو ، گروگرو ، چوتق تق ، هف دره گوشک ، بره غزی ، تپ تپو ، کچک بسن ، پرش جفت پا ، پرش دور خیز ، ملق زدن ، کهتر ، گرموچه ، هدیدی ، کله روانک ، دوال بازی ، دسمال روانک ، شاخ پازنی ، کش کشا ، تلین چرین ، قطور بازی ، زیر پتویی ، هیلو ، قله تو ، بویگ بازی ، گله گله ، ماشی ماشی ، جاده سازی ، خاله واودسی ، سرسراکونی ، هتتل ، آسیو بازی ، گلال گلال ، خاک بازی یا خاک پیت ، تش بازی ، شش هونه ، آس آس و تیر مهره بازی از دیگر بازی های سنتی و رایج در بین مردم کهگیلویه و بویراحمد است .

موسیقی

موسیقی در کهگیلویه وبویراحمد جایگاه خاصی در زندگی روزمره دارد. به هنگامشادی وغم وهمچنین در هنگام کوچ .چرای گوسفندان هر کدام نوعی موسیقی بكارمی رود.نی به دو شكل کوچک ونی هفت بند از جایگاه ویژه برخوردار است. چوپانان درصحرا ونوازندگان حرفه ای در مجالس وشب نشینی ها از نی استفاده می کردند.علاوه بر نی، دهل ونقاره وکرنا وویلن از دیگر ادوات نوازندگی است وبا آنمقامهای مختلفی را می نواختند. برخی این مقاامها مثل بره وری )بره بلندشو( در جمع آوری گوسفندان وبا نی نواخته می شود.نمونه یا مرثیه خوانی از دیگر مقامهای موسیقی سنتی کهگیلویه وبویراحمداست. این مقام با نی نواخته می شود. در بر انگیختن احساس شنوندگان بسیارمؤثر است. از دیگر مقامهایی که در عروسی بكار می گیرند دستمال بازی که بهدو پا، سه پا، ترکی، یک پا، باباکرم وترکه بازی واسب سواری است.

پوشاک:

پوشاک هر قومی معرف هویت آن قوم است. در کهگیلویه وبویراحمد بنا به فرهنگواعتقادات وباورهای مذهبی وملی وتحت تأثیر شرایط آب وهوایی از پوشاک خاصخود استفاده می کنند. پوشاک زنانه شامل سرپوش هایی مانند کلچه یا کلاهكوچک ومنحنی شكلی است که با دو نخ زیر گلو بسته می شود. برای زیباییمعمولاً سكه های طلای موسوم به اشرفی را به حالت آویخته می دوزند .

کهنهیا تور در رنگهای شاد به اندازه ۳/۱ در ۲متر که به وسیله سوزن قفلی در زیرگلو بسته می شود از دیگر سرپوش های زنانه است. معمولاً این کهنه یا تور باسوزن قفلی طلا وتزئینات مربوطه به زیر گلو بسته می شود. چارقد از دیگرسرپوشهای زنانه است که بر روی کلاه وتور وبه صورت آویخته از پشت سر بستهمی شود. تنوع رنگها سبب زیبایی این سرپوش است.

 

دلگ: نوعی کت زنانه است با آستین های بلند . این تن پوش در رنگهای مختلفوبه اقتضای سن زن وبا تزئینات زیبایی در فصول سرما ومراسم عروسی مورداستفاده قرار می گیرد. شلوار های زنانه ) تمبون یا تنبون( از دیگر تنپوشهای زنانه است. معمولاً ۱۳-5 متر طول وبه اندازه یک متر یا بیشتر عرضدارد. انواع متنوع آن در مراسم مختلف مورد استفاده است. جومه یا جامهزنانه از ۳/۲ تا ۵ متر پارچه در رنگهای شاد ومتنوع وبه صورت آستین داروچاک دار درست می شود ومعمولاً از گردن تا مچ پا ادامه دارد.

پوشاک مردانه انواع کلاه های ترکی یا جنس کرک ونمدی وکلاه های نمدی گردولچک که به صورت نیم کلاه است از سرپوش های مردانه است. تن پوشهای مردانهرا دلگ یا کت درازی که تاروی زانو را می پوشاند وبا دکمه بسته می شود وازدو طرف دارای چاک می باشد وهمینطور شال که از دو متر پارچه وبدور کمر بستهمی شود وجقعه زناره یا چقه زناره که همانند دلگ بوده واز کنف ساخته شدهوکمی دراز تر از دلگ است، تشكیل می دهد.تنوع رنگ در پوشش وتوجه به رنگهایشاد در مجالس شادی وعروسی وپوشش سیاه رنگ در مراسم عزاداری از ویژگی هایپوشاک زنانه ومردان کهگیلویه وبویراحمد است هنر

هنر از ویژگی های برجسته هنرهای سنتی در استان کهگیلویه وبویراحمد هماهنگی رنگها ونقوش مورد استفاده با طبیعت است. از این رو منظری دل انگیز ایجاد می کند وذهن را متأثر می سازد.نیاز روزمره هر خانوار به زیر انداز از یک سو وعوامل طبیعی ووفور منابع پشم سبب شده است که هنرهای بومی وسنتی کهگیلویه وبویراحمد به سمت دست بافتها روی آورده وخلاقیت وذوق هنری را در این رشته هنری آشكار سازد. قالی از این دست بافتها است که عمده ترین فعالیت هنری محسوب می شود. این هنر تماماً توسط زنان صورت می گیرد

 

حرکت دائمی طوایف کوچ نشین ودشورای بازو بستن وحمل سبب شده است که فرشها در اندازه های 1 متر مربع بافته شود. برای بافت فرش از موی بز وپشم گوسفند استفاده می شود. رنگ آمیزی این فرشها معمولاً از نوعی سنتی است وبدون نقشه قبلی که بر روی کاغذ آمده باشد بافته می شود. گلیم از دیگر دست بافتها وهنرهای سنتی کهگیلویه وبویراحمد است. این زیر انداز سنتی دو رو بوده واز هر طرف می توان استفاده کرد. گلیم از پشم ونخ پنبه ای وموی بز تهیه می شود نقشهای در این زیر انداز ذهنی بوده و گلیم بدون طرح ونقشه قبلی بافته می شود. گلیم معمولاً دارای عرض ۱۳۳ و5۳ سانتی متر وطول دلخواه هستند. رنگ این گلیم ها از گیاهی تهیه می شود. طرحهای حوض، حوض در حوض، شانه نقش لوزی نقش چهار پر ودانه بیگی است.نقش لوزی از نقشه های کاملاً سنتی است نقوش پرنده انسان وحیوان از دیگر نقوش رایج در گلیم های کهگیلویه وبویراحمد است .

گبه: گبه زیر اندازی است گره دار با پرزهای بلند. مواد طبیعی بكار رفته در بافت آن سبب می شود در مقابل آفتاب از مقاومت بسیار خوبی برخوردار باشد. موی بز یا نخ پنبه ای وپشم مواد تشكیل دهنده گبه هستند. اندازه گبه معمولاً با عرض ۱ تا ۳/۱ متر وطول ۲تا ۳/۲ متر است . طرح های بكار رفته در گبه متنوع ومعمولاً از روی نقش های ذهنی صورت می گیرد. طرح های هندسی ، مربع ومستطیل ولوزی ونقش شیر از نقوش مهم بكار رفته در گبه های کهگیلویه وبویراحمد است

 

جاجیم :رواندازی سنتی است با سبكی وطرح های گلیم نقش های ماریو - خشت - لوزی و آغاجری از طرح های مرسوم در کهگیلویه وبویراحمد است . مواد اولیه آن پشم تابیده شده است ومعمولاً از رنگهای متنوع وشاد استفاده می شود. این دست بافت بخشی از جهاز دختران است. توبره، آئینه دان یا چنته، سفره ، پشتی، حور یا حوال، سجاده، نمكدان، خورجین، وجل اسب از دیگر دستبافتهای سنتی است که تماماً از مواد پشمی وترکیبی از موی بز تولید می شود.

خوراک

با توجه به فصول مختلف سال نوع غذا ها نیز فرق می کند . انواع غذاهای سنتی در کهگیلویه و بویراحمد عبارتند   گفته : این غذا آرد و پودر آویشن و روغن حیوانی و آب درست می شود .

لوی : شیر بز و یا گوسفند و گاوی را که به تازگی زائیده باشند می دوشند و پس از پخت به صورت جامد در می آید . این غذای خوشمزه و مقوی مخصوص زمستان و فصول سرد سال است .

هره : گندم کوبیده شده را همراه سبزی ترش مزه ای به نام کارده پس از یک شب خیس خوردن در آب می پزند و غذای آب دار ترش مزه ای حاصل می شود .

کشک و مغز : مغز گردو را با پیاز و کشک می کوبند و با نان داغ خورده می شود .

کله جوش : دوغ را گرم کرده با ادویه و پیاز داغ که به آن اضافه شده به همراه نان ترید می کنند .

شله بادامی : بادام وحشی را می کوبند و پس از صاف کردن آن را با برنج می پزند .

شله دوغی : تر کیبی از دوغ و برنج و روغن و پیاز داغ و ادویه است .

قورمه : گوشت گوسفند را از استخوان جدا کرده و با پیه سرخ کرده و با اضافه کردن مقداری نمک آن را در ظرفی که از پوست درست شده نگهداری می کنند . در مناطق سردسیری و یخبندانهای زمستانه از این غذا استفاده می شود .

کلگ و گوشت : ترکیبی از گوشت پخته شده و آرد بلوط است که به صورت کلگ و گوشت در می آید .

شوروا : سوپی است مرکب از جوجه آب پز و برنج و آب .

از دیگر غذاهای سنتی می توان از کلگ و ماست ، )نوعی نان( زیر چاله ای ، شل شلی و نانهای برکو ، کلگی بلبل ، نان قندی و حلوای آردی و دوشابی و نشایی را می توان نام برد . برخی از این غذا ها جنبه دارویی دارند مثلاً گلفته برای درمان سرفه ، یا شله گندمی برای گلو درد یا شوروا برای درمان کوفتگی بكار می رود .

 

مجری سایت:شرکت سیگما